کسری کسری ، تا این لحظه: 16 سال و 14 روز سن داره

شیطون بلا مامانی و بابایی

آموزش بچه داری (طنز)

وقتی نوزاد رو می خواین بلند کنین کلشو نکشین، کنده میشه ! ادامه … با نوزاد شطرنج حرفه ای بازی نکنین مخش نمیکشه ! مگه کاسپاروفه به جاش دالی بازی کنین وقتی میرین خرید بچه رو زیر وسیله ها دفن نکنین خفه میشه میمیره ! برای ورزش هارتل دست نوزاد ندین در این زمینه ناتوانه ، خودتون نرمشش بدین بچه رو یواش بالا و پایین کنین، شیش متر پرتش نکنین هوا، میره دیگه پایین نمیاد ! بچه رو میخواین ماساژ بدین، کاراته نزنین پشتش، نخاش از تو هلقش میزنه بیرون ! اگه میخواین خشکش کنین با پارچه خشک کنین. تو ماشین لباسشویی نندازین، حتماً میمیره !! برای ...
13 تير 1390

عشق مادر

  ا کودکي که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسيد: مي گويند فردا شما مرا به زمين مي فرستيد، اما من به اين کوچکي وبدون هيچ کمکي چگونه مي توانم براي زندگي به آنجا بروم؟ خداوند پاسخ داد: در ميان تعداد بسياري از فرشتگان،من يکي را براي تو در نظر گرفته ام، او از تو نگهداري خواهد کرد اما کودک هنوزاطمينان نداشت که مي خواهد برود يا نه،گفت : اما اينجا در بهشت، من هيچ کاري جز خنديدن و آواز خواندن ندارم و اين ها براي شادي من کافي هستند. خداوند لبخند زد : فرشته تو برايت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهي کرد و شاد خواهي بود کودک ادامه داد: من چگونه مي توانم بفهمم مردم چه ميگويند وقتي زبان ...
13 تير 1390

شعر بابایی

  پسر بابا قشنگه با زندگی یه رنگه شب که بابا تو خونه ست پسر بابا رو شونه ست بالا و پایین می ره نفس اونو می گیره امّا بابا می خنده دور غم و می بنده اگر چه خیلی خسته اس لباش مثال پسته اس دلش چه شاده شاده خوشیش چقدر زیاده پدر و پسر تو اَبران با اون لبای خندان دست علی یارشون خدا نگهدارشون ...
13 تير 1390

دوران بارداری

  اوایل دی ماه سال 88 بود که مامان و بابا فهمیدن خدا بهمون یه هدیه خیلی قشنگ و زیبا داری میده اونم تو بودی گلکم وقتی فهمیدیم این خبر خوب رو به همه دادیم به مامان زری خاله مهسا عمه آذر و خیلی های دیگه من از خوشحالی زیاد گریه ام گرفته بود . دوران بارداری خیلی سختی داشتم مخصوصا اینکه سه ماه آخر بارداری استراحت مطلق بودم مامان جون ولی همه این سختی ها رو به خاطر تو گلم تحمل میکردم و دوست داشتم هر چه زودتر ببینمت .   اوایل 4 ماهگی بود که رفتم سونوگرافی و آقای دکتر بهم گفت یه پسر خوشگل داری خیلی خوشحال شدم قیافم اینجوری شد وقتی این خبر رو به مامان زری دادم از خوشحالی گریه کرد و سجده کرد و خدا رو شکر کرد آخه خیلی دوس...
12 تير 1390

ماه شعبان

       سلام پسر گلک مامانی فرشته کوچولوی من ** ** ** ** ** ** مامانی امروز ، روز اول ماه شعبان هست میخوام برات یکیم از این روز بگم گلک من امیدوارم همه بچه ها زیر سایه خدا و پدر مادراشون همیشه سالم و سلامت و موفق باشن کسری گلم .   شعبان ماه بسیار شریفى است و به حضرت سید انبیاء صَلَّى اللهِ عَلِیهِ وَ آله منسوب است و آن حضرت این ماه را روزه مى‌گرفت و به ماه رمضان وصل مى‌كرد و مى‌فرمود شعبان، ماه من است هر كه یك روز از ماه مرا روزه بگیرد بهشت برای او واجب می‌شود و از حضرت صادق علیه السلام روایت شده است كه چون ماه شعبان فرا می‌رسید امام زین العابدین علی...
12 تير 1390

عکاسی

سلام شیطونکم    زندگی مامان امروز عمه آذر زنگ زد گفت که عکاسی داریم تو مهد کسری جونم رو زود وردار بیار تا ازش عکس بگیریم گفت پشت زمینه عکس هم دریا هست منم زودی چند دست لباس برات ورداشتم و آمادت کردم راه افتادیم با بابا امیر و خاله مهسا به طرف مهد عمه آذر . مامانی اونجا یه قایق بود که همه میرفتن توش عکس میگرفتن تو رو هم گذاشتیم توش خاله عکاسه فکر کرد که الان میفتی و نمی تونی بشینی توش ولی تو سفت دسته های قایق رو گرفته بودی و عکس گرفت ازت خاله جون یه چند تا عکس لختی گرفتی با پوشکت خیلی قشنگ شد عکسات وقتی همشون آماده شد برات میزارم اینجا که هم تو و هم همه خاله جونیا بتونن ببینن . اینم چند تا از عکسات که قول د...
12 تير 1390

کنکور خاله مهسا

سلام پسملیم تربچه من فندقی امروز روز خیلی مهمی برای خاله مهسا آخه کنکور داره طفلی خیلی استرس داره صبح ساعت 6 رفت یه سری امتحان داد با خاله رژین بعداز ظهرم ما همگی بردیم خاله رو گذاشتیم سر یه امتحان دیگه ایشاا... مامانی همه کسایی که امتحان دارن همشون موفق باشن خاله مهسا تو هم ایشاا... قبول بشه دانشگاه براش دعا میکنیم همگی .  بعدازظهرم که خاله اومد خیلی خسته بود یکمی استراحت کرد بعدش دیدیم حوصلمون خیلی سر رفته گفتیم چیکار کنیم چیکار نکنیم قرار شد از تو عکس بندازیم . انداختیمت تو قابلمه و شروع به عکس انداختن کردیم بعد از مراسم عکاسی هم رفتیم خونه خاله فریبا یکمی نشستیم ساعت 11:30 شب هم اومدیم خونه بابا امیر هم رفت ...
10 تير 1390