خاطرات
سلام قند عسل مامانی جیگرک من الهی فدات شه مامانی


درد و دل مادرانه
پسرم خیلی شرمندتم که دیر به دیر میام برات مطلب مینویسم
و از خاطراتت برات می نویسم نه اینکه وقت نکنم تازگیا مامانی خیلی کم حوصله شده نمیدونم چرا پسملم اصلا حال و حوصله نداره مامانی ، تنبلی میکنه نمیاد برای پسر خوشگلش از حرکاتاش و رفتاراش بگه. میدونی گلم دوباره عصبانیتام
برگشته ، حساس شدم دوباره خیلی زیاد هر کسی بهم تا حرف میزنه ناراحت میشم خیلی خوب شده بودم از وقتی که تو ، تو شیمم مامانی بودی خوب خوب شده بودم درسته خیلی عصبانی میشدم ولی همش طبیعی بود . خیلی احساس خوبی داشتم ولی الان دوباره 1 ماهه مامانی زود زود عصبانی میشه و ناراحت ، از دست خودم خیلی ناراحتم
همه تو خونه به خاطر مامانی ناراحتن
دوست ندارم کسی رو دیگه ناراحت کنم پسملم
قول میدم به پسرم که مامانی زود زود خوب بشه و همون مامان شیطونه و شاد و سرحال کسری بشه دوباره
. پسملم تو با اون دل پاکت برای مامان مریم دعا کن که هر چه زودتر حالش خوب خوب بشه با اینکه من تو رو دارم و نباید اصلا غمگین باشم ولی هستم نه به خاطر تو بالاخره تو زندگی که همیشه خنده و شادی نیست بعضی وقتها مریضی هست غصه هست و خیلی چیزای دیگه که وقتی خودت بزرگتر بشی متوجه میشی گلک من . میدونی بابا امیر یه چند وقته کارش خوب نیست خیلی مامانی غصه کار بابایی رو میخوره آخه ما دوست داریم برای پسمل گلمون همه چیزای خوبی که تو زندگیش میخواد رو بتونیم تهیه کنیم . از خدای بزرگ همیشه تشکر کردم بابت اینکه یه پسر گل و باهوش و از همه مهمتر سالم بهم داده . مامانی هم به پسملش قول میده دیگه هیچ وقت نه غصه دار بشه و نه حال ندار تازه داره پسملم بزرگ میشه شیطنتاش بیشتر میشه باید انقدر انرژی مامانی داشته باشه که با پسمل گلش بازی کنه بدو دنبالش . یه عالمه چیزای دیگه فقط یادت نره پسملم واسه مامانی دعا کنیا آخه خدا حرفای شما بچه ها رو زود گوش میکنه منم به خودم کمک میکنم تا زود زود خوب بشم عاشقانه دوست دارم کسری عزیزم .
ببخشیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییید کسری مامان.
دندون
پسر گلم امروز دیگه اون 2 تا دندون های بالاییتم در اومد
نیست با همون 2 تا دندون پایینیها کم مامانی رو گاز میگرفتی 2 تا دندون دیگه هم اضافه شد خدا به داد مامان مریم برسه با این دندون های آقا کسری ولی اشکال نداره همه اینا شیرینه گاز گرفتن های پسر گلم بعدها که بزرگ تر شدی و من یاد این کارات میفتم و دلم تنگ میشه واسه همه کارات الهی مامانی دورت بگرده عاشقانه دوست دارم کسری حون .
![]()
![]()
![]()
![]()
اینم دوتا دندون پایینیت پسملم که با پدر در آوردن عکس گرفتم ازت .

![]()
رانندگی
کسری مامان دیگه ماشاا.. انقدر شیطون شدی که نگو وقتی می خواهیم بریم با ماشین بیرون باید فقط 3 نفر تو رو بگیرن که یه وقت سمت فرمون و دنده نری همش گریه میکنی
میخوای بری پشت فرمون بعضی وقتا انقدر بهونه گیری میکنی که مجبور میشیم بزنیم یه گوشه تو یکم پشت فرمون بازی کنی بعد راه بیفتیم اینم از عکس های آقا کسری پشت فرمون .

سوغاتی
کسری مامان تو شدی دیگه فکر و ذکر همه تو خونه مامان زری خاله مهسا مخصوصا بابا قاسم . بابا قاسم 3 روز پیش رفته بود یه مسافرت .
رفته بود به شهر بانه تو استان کردستان عزیزم از وقتی که رسید اونجا انقدر زنگ زد به ما که دیگه کشت مارو خدا شانس بده اصلا به فکر ما که نبود فقط میگفت این و واسه کسری خریدم اونو واسه کسری خریدم
هی دل ما رو آب میکرد بهش میگفتم
بابا جان منم دخترتم یه کمم واسه من چیزی بخر میگفت نه من اومدم اینجا فقط واسه کسری خرید کنم
.راستش و بخوای پسرم یکمم حسودیم شدا ، صداش و در نیار بین خودمون بمونه خوب مامانی . بابایی وقتی اومد برات 2 تا ماشین خریده بود یه ماشین کنترلی بزرگ ، یه هواپیما ، یه سگ بزرک یه میزدی تو سرش واق واق میکرد و با کلی لباس های خوشگل خوشگل که همش بهت میومد پسر گلم نفس مامان .

بازی
نفسم این روزا که داری بزرگ تر میشی دیگه یادگرفتی خودتو سر گرم کنی با اسباب بازیات دیگه کمتر بهونه میگیری یه وسیله بازی خوب که پیدا کردی ضبط خونه مامان زرینا هست هی قسمتی که صدا کم و زیاد میشه رو میگیری میچرخونی فکر میکنی فرمونه با تمام قدرت 2 دستی می چرخونی جیغ میزنی الهی مامانی فدای این جیغات بشه گلک من عاشقتم . تازه یه گوشی تلفن هم داری که همش با پریا داری حرف میزنی چشمم روشن که از الان دختر باز شدی مامانی .

اینم موبایل مامان زری که شده اسباب بازی تو

اینم عکس از ضبط بیچاره که شده فرمون تربچه نقلی من
![]()


خاطرات 






